at sea

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/æt si/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در دریا

در دریاروی آب‌های آزاد

یعنی با کشتی در آب‌های دور از خشکی بودن.

On a ship away from land.

«آن‌ها سه هفته در دریا بودند.»

They spent three weeks at sea.

«خدمه هنوز در دریا هستند.»

The crew is still at sea.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — سردرگم

سردرگمگیج

یعنی گیج و سردرگم بودن و ندانستن چه باید کرد یا چه چیزی را فهمید.

Confused and unsure what to do or understand.

«با این فرم کاملاً سردرگم شده‌ام.»

I'm completely at sea with this form.

«او در شغل جدیدش گیج بود.»

She was at sea in the new job.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000