at the helm

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/æt ðə hɛlm/
phrase (عبارت)common

عبارت — در رأسِ کار

در رأسِ کارسکان‌دار

مسئول هدایت و ادارهٔ یک سازمان، کار یا کشتی بودن.

in charge of an organization, activity, or ship

«او ده سال است که در رأس کار قرار دارد.»

She has been at the helm for ten years.

«ناخدایی ماهر سکان را در دست داشت.»

A skilled captain was at the helm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000