at the wheel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/æt ðə wil/
phrase (عبارت)common

عبارت — پشت فرمان

پشت فرمانپشت سکان

پشت فرمانِ وسیلهٔ نقلیه یا پشت سکانِ کشتی بودن.

driving a vehicle or controlling a ship

«خواهرم پشت فرمان بود.»

My sister was at the wheel.

«فقط کارکنان آموزش‌دیده می‌توانند پشت فرمان باشند.»

Only trained staff may be at the wheel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000