athing

a·thing/əˈθɪŋ/
a-on / inthingobject / matter
adverb (قید)archaictype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — در حال پیشرفت

در حال پیشرفتدر حال شکوفایی

شکلی قدیمی یا محاوره‌ای از «در حال تبدیل شدن به چیزی» یا «در وضعیتی خاص»؛ اغلب به معنای «در وضعیت شکوفایی» یا «در آستانه شدن (چیزی)» به کار می‌رود.

An archaic or dialectal form of 'on the way to being something' or 'in a certain state'. Often used to mean 'in a flourishing condition' or 'about to become (something)'.

«کسب‌وکار او اکنون در حال شکوفایی است و به طور پیوسته رشد می‌کند.»

His business is now athing, growing steadily.

«گیاه جوان در خاک غنی در حال رشد بود.»

The young plant was athing in the rich soil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000