در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کیفیت یا حالت خودکار بودن؛ عمل یا فرآیند غیرارادی.
The quality or state of being automatic; involuntary action or process.
«او با خودکاری عمل کرد، نه با قصد آگاهانه.»
“He acted with automatism, not conscious intent.”
«در قانون، خودکاری میتواند یک دفاع باشد.»
“In law, automatism can be a defense.”
در هنر، تکنیکی که در آن به دست هنرمند اجازه داده میشود به طور تصادفی روی بوم حرکت کند و نتیجهای برنامهریزی نشده ایجاد شود، مانند سوررئالیسم.
In art, a technique in which the artist's hand is allowed to move randomly across the canvas, producing an unplanned result, as in surrealism.
«سوررئالیستها اغلب در فرآیند خلاقانه خود از خودکاری استفاده میکردند.»
“Surrealists often employed automatism in their creative process.”
«این نقاشی عناصری از خودکاری روانی را نشان میداد.»
“The painting showed elements of psychic automatism.”