axiomatically

ax·i·o·mat·i·cal·ly/ˌæksiəˈmætɪkli/
axioma self-evident truth-aticrelating to-allyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): axiomaticposition (جایگاه): end

قید — بدیهی‌گونه

بدیهی‌گونهبه صورت بدیهی

به روشی که واضح و بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد

in a way that is self-evident or taken as a given without proof

«این قاعده در این سیستم به صورت بدیهی اعمال می‌شود.»

The rule applies axiomatically in this system.

«بیان‌ها بدون سؤال به صورت بدیهی پذیرفته می‌شوند.»

Statements are accepted axiomatically without question.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000