در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که واضح و بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد
in a way that is self-evident or taken as a given without proof
«این قاعده در این سیستم به صورت بدیهی اعمال میشود.»
“The rule applies axiomatically in this system.”
«بیانها بدون سؤال به صورت بدیهی پذیرفته میشوند.»
“Statements are accepted axiomatically without question.”