babble

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bab·ble/ˈbæbəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): babbledpast participle (مفعولی): babbled-ing (حال): babbling3rd (سوم): babbles

فعل — پچ‌پچ کردن

پچ‌پچ کردنوراجی کردن

با سرعت و پیوسته گفتن به صورتی ناپیوسته یا هیجان‌زده، اغلب نامفهوم.

To talk rapidly and continuously in a foolish or excited way, often unclear.

«بچه خوشحال پچ‌پچ می‌کند.»

The baby babbles happily.

«او درباره روزش وراجی کرد.»

She babbled on about her day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prattleوراجی کردن

غیررسمی. معنی مشابه؛ گفتار بیشتر کودکانه یا احمقانه.

Informal. Similar meaning; more childish or silly speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000