bachelorhood

bach·e·lor·hood/ˈbætʃ.əl.ər.hʊd/
bacheloran unmarried man-hoodstate or condition of
noun (اسم)formal

اسم — مجردی

مجردیدوستی عمر مجردی

وضعیت یا دوره‌ای که مردی مجرد است.

The state or period of being an unmarried man.

«او قبل از ازدواج از دوره مجردی‌اش لذت برد.»

He enjoyed his bachelorhood before settling down.

«مجردی به او آزادی سفر داد.»

Bachelorhood gave him freedom to travel.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000