bache

/bæʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): baches

اسم — خانه تعطیلاتی (نیوزلند)

خانه تعطیلاتی (نیوزلند)کلبه ساحلی (نیوزلند)

(گویشی، نیوزلند) یک خانه یا کلبه تعطیلاتی کوچک و ساده، به ویژه در کنار دریا یا دریاچه.

(Dialectal, New Zealand) A small, modest holiday home or cabin, especially by the sea or a lake.

«آنها تعطیلات تابستانی خود را در خانه تعطیلاتی خانوادگی گذراندند.»

They spent their summer holidays at the family bache.

«خانه تعطیلاتی منظره‌ای عالی از اقیانوس داشت.»

The bache had a great view of the ocean.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cabinکلبه

رایج. 'Cabin' یک اصطلاح شناخته‌شده برای یک خانه کوچک و ساده است. اگرچه 'bache' به طور خاص به خانه تعطیلاتی در نیوزلند اشاره دارد، 'cabin' یک جایگزین عمومی خوب است.

Common. 'Cabin' is a widely understood term for a small, simple dwelling. While 'bache' specifically implies a New Zealand holiday home, 'cabin' is a good general substitute.

cottageکلبه

رایج. 'Cottage' می‌تواند به جای آن استفاده شود، به خصوص برای خانه‌های کوچک، جذاب و روستایی. ممکن است سطح راحتی کمی بالاتر از یک 'bache' معمولی را نشان دهد.

Common. 'Cottage' can be used interchangeably, especially for small, charming, rustic homes. It may imply a slightly higher level of comfort than a typical 'bache'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): baches

اسم — زمین گل‌آلود

زمین گل‌آلودباتلاق

قطعه‌ای زمین گل‌آلود یا باتلاقی.

A muddy or marshy piece of ground.

«اسب‌ها پس از باران شدید با دشواری از زمین گل‌آلود عبور کردند.»

The horses struggled through the bache after the heavy rain.

«این منطقه باتلاقی از گل و نی بود.»

The area was a bache of mud and reeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marshباتلاق

رایج. 'Marsh' مترادف مستقیم برای تالاب است و اغلب قابل جایگزینی است. 'باک گل‌آلود به دلیل باران شدید غیرقابل عبور بود' شبیه به 'باتلاق غیرقابل عبور بود' عمل می‌کند.

Common. 'Marsh' is a direct synonym for wetland, often interchangeable. 'The bache was impassable due to heavy rains' works similarly to 'The marsh was impassable'.

mireلجن‌زار

رسمی/ادبی. به زمین مرطوب و باتلاقی اشاره دارد، اغلب با مفهوم گیر کردن یا به دام افتادن. در بافت‌های توصیفی یا ادبی قابل جایگزینی است.

Formal/literary. Refers to wet, boggy ground, often with the connotation of being stuck or trapped. Can be interchangeable in descriptive or literary contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000