mire

/ˈmaɪər/
1noun (اسم)common

اسم — باتلاق

باتلاقگل و لای

زمینی باتلاقی یا گل‌آلود که معمولاً عبور از آن دشوار است.

Swampy or muddy ground, often difficult to walk through.

«کامیون در گل و لای گیر کرد.»

The truck got stuck in the mire.

«مسیر پس از باران پر از گل و لای بود.»

The path was covered in mire after rain.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): miredpast participle (مفعولی): mired-ing (حال): miring3rd (سوم): mires

فعل — گیر کردن در گل

گیر کردن در گلگیر انداختن

گیر کردن در گل یا شرایط سخت دیگر.

To cause to become stuck in mud or difficult conditions.

«ماشین ساعت‌ها در گل گیر کرده بود.»

The car was mired in mud for hours.

«آن‌ها در مشکلات حقوقی گیر کرده بودند.»

They were mired in legal troubles.

تفاوت با واژه‌های مشابه
entangleگیر انداختن

رایج. معنی گسترده‌تر گیر انداختن یا پیچیدن دارد، هم در معناهای مادی و هم انتزاعی جایگزین mire می‌شود.

Common. More general meaning of trapping or tangling, can replace 'mire' in abstract and physical senses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000