back into

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

back in·to/bæk ˈɪntu/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دنده‌عقب رفتن به

دنده‌عقب رفتن بهعقب‌عقب وارد شدن به

با حرکت به عقب به چیزی برخورد کردن یا وارد جایی شدن.

To move backward until hitting or entering something.

«او آرام با دنده‌عقب وارد گاراژ شد.»

He backed into the garage slowly.

«او با دنده‌عقب به یک ماشین پارک‌شده زد.»

She backed into a parked car.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000