back into
back in·to/bæk ˈɪntu/
فعل عبارتی — دندهعقب رفتن به
دندهعقب رفتن بهعقبعقب وارد شدن به
با حرکت به عقب به چیزی برخورد کردن یا وارد جایی شدن.
To move backward until hitting or entering something.
«او آرام با دندهعقب وارد گاراژ شد.»
“He backed into the garage slowly.”
«او با دندهعقب به یک ماشین پارکشده زد.»
“She backed into a parked car.”