در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به باهاما یا مردم آن، یا ویژگیهای آنها را دارا بودن.
Relating to or characteristic of the Bahamas or its people.
«او موسیقی باهاما را دوست دارد.»
“She loves Bahamian music.”
«ما در طول سفر از فرهنگ باهاما لذت بردیم.»
“We enjoyed the Bahamian culture during our trip.”
بومی یا ساکن باهاما.
A native or inhabitant of the Bahamas.
«باهاماییها به مهماننوازی گرمشان معروف هستند.»
“The Bahamians are known for their warm hospitality.”
«او به عنوان یک باهامایی، به میراث خود بسیار افتخار میکند.»
“As a Bahamian, she is very proud of her heritage.”
روزمره. اصطلاح عمومی برای کسی که در جزیره زندگی میکند. میتواند برای یک باهامایی استفاده شود اما کمتر خاص است. 'بسیاری از جزیرهنشینان برای امرار معاش به ماهیگیری متکی هستند.'
Everyday. A general term for someone who lives on an island. Can be used for a Bahamian but is less specific. 'Many islanders rely on fishing for their livelihood.'