دستهای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.
دستهای برای انتخاب وجود ندارد.
Kristen / Unsplash
مجموعهای شامل شش عدد یا چیز.
a group of six items
«او شش نان بیگل خرید.»
“She bought a baker's half dozen bagels.”UKUS
«شش تخممرغ کافی است.»
“A baker's half dozen eggs is enough.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000