banish

ban·ish/ˈbænɪʃ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): banishedpast participle (مفعولی): banished-ing (حال): banishing3rd (سوم): banishes

فعل — تبعید کردن

تبعید کردناخراج کردن

رسمی به جایی نفرستادن یا تبعید کردن کسی به عنوان مجازات.

To send someone away from a place as an official punishment; to exile.

«پادشاه خائن را از پادشاهی تبعید کرد.»

The king banished the traitor from the kingdom.

«او به دلیل شکستن قوانین تبعید شد.»

She was banished for breaking the rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exileتبعید

رسمی. معمولاً به معنی دائمی و قانونی دور کردن کسی است.

Formal. Usually more permanent and legal sense of forced removal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000