در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل تعمید دادن؛ انجام آیین مسیحی غسل تعمید برای کسی.
Past tense of baptize; to perform the Christian rite of baptism on someone.
«او وقتی نوزاد بود تعمید داده شد.»
“He was baptized as a baby.”
«آنها یکشنبه گذشته کودکشان را تعمید دادند.»
“They baptized their child last Sunday.”