basta

bas·ta/ˈbæs.tə/
interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — کافی

کافیبس است

واژه‌ای برای بیان دستور توقف یا گفتن «کافی» یا «بس است».

Used to express a command to stop something or to say 'enough'.

«بس است! از بحث کردن خسته‌ام.»

Basta! I am tired of arguing.

«او داد زد «بس است!» تا دعوا را تمام کند.»

He shouted, 'Basta!' to end the fight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enoughکافی

رایج. در دستورات به معنی توقف جایگزین 'basta' می‌شود.

Common. Can replace 'basta' in commands meaning to stop doing something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000