در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک اصطلاح کوچک کننده یا غیررسمی برای سازهای باس، بهویژه گیتار باس یا کنترباس.
A diminutive or informal term for a bass instrument, especially a bass guitar or double bass.
«او باس کوچک خود را برداشت و شروع به نواختن کرد.»
“He picked up his bassie and started to jam.”
«نوازنده باس کوچک گروه یک ریتم محکم ایجاد کرد.»
“The band's bassie player laid down a solid groove.”
یک نام آشنا یا نام حیوان خانگی، بهویژه برای کسی که سباستین یا نام مشابهی دارد.
A familiar or pet name, especially for someone named Sebastian or a similar name.
«باسی، بیا اینجا، وقت شام است.»
“Come here, Bassie, it's time for dinner.”
«سگ من، باسی، عاشق بازی با توپ است.»
“My dog, Bassie, loves to play fetch.”
(غیررسمی آفریقای جنوبی) یک اصطلاح محبتآمیز، که اغلب برای کودک یا دوست صمیمی استفاده میشود.
(South African informal) A term of endearment, often used for a child or a close friend.
«چطوری عزیزم، اوضاع چطوره؟»
“Howzit, Bassie, how's it going?”
«نگران نباش عزیزم، همه چیز خوب خواهد شد.»
“Don't worry, Bassie, everything will be alright.”