basking

bask·ing/ˈbæskɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): baskedpast participle (مفعولی): basked-ing (حال): basking3rd (سوم): basks

فعل — گرم گرفتن

گرم گرفتنآفتاب گرفتن

صفت مفعولی فعل 'گرم گرفتن' به معنای در نور یا حرارت بودن و لذت بردن از آن.

Present participle of 'bask', meaning to lie in and enjoy warmth or sunlight.

«گربه در نور آفتاب گرم گرفته است.»

The cat is basking in the sunlight.

«آن‌ها کنار شومینه گرم گرفته بودند.»

They were basking by the fireplace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sunbatheآفتاب گرفتن

رایج. معنی مشابه اما sunbathe معمولاً به قصد گرفتن آفتاب است.

Common. Similar meaning but sunbathe usually implies intentional exposure to the sun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000