bask
/bæsk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): baskedpast participle (مفعولی): basked-ing (حال): basking3rd (سوم): basks
فعل — آفتاب گرفتن
آفتاب گرفتنگرم شدن
در گرما یا نور خورشید دراز کشیدن و لذت بردن.
To lie in and enjoy warmth or sunlight.
«گربه در آفتاب بعدازظهر آرمید.»
“The cat basked in the afternoon sun.”
«آنها تمام روز در ساحل آفتاب گرفتند.»
“They basked on the beach all day.”
تفاوت با واژههای مشابه
sunbathe— آفتاب گرفتن
رایج. به معنای دراز کشیدن در آفتاب برای لذت یا برنزه شدن است.
Common. Means to lie in the sun, usually for pleasure or tanning.