shiver

shiv·er/ˈʃɪvər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shiveredpast participle (مفعولی): shivered-ing (حال): shivering3rd (سوم): shivers

فعل — لرزیدن

لرزیدن

لرزیدن یا تکان خوردن ناخواسته، معمولاً به دلیل سرما یا ترس.

To shake slightly involuntarily, typically as a result of cold or fear.

«او در باد سرد لرزید.»

She shivered in the cold wind.

«او از ترس لرزید.»

He shivered from fear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trembleتکان خوردن

رایج. معنی مشابه اما ممکن است لرزش قوی‌تر یا واضح‌تر داشته باشد.

Common. Similar meaning but can imply stronger or more noticeable shaking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000