shitting

shit·ting/ˈʃɪtɪŋ/
shitvulgar term for defecate-ingpresent participle suffix
verb (فعل)vulgarpast (گذشته): shatpast participle (مفعولی): shat-ing (حال): shitting3rd (سوم): shits

فعل — کار مقعد کردن (بدون پوشش)

کار مقعد کردن (بدون پوشش)

اصطلاح عامیانه و رکیک برای دفع مدفوع (مصدر استمراری)؛ در گفتار غیررسمی و زننده استفاده می‌شود.

Vulgar slang for defecating (present participle); used in informal and offensive speech.

«او در حال کار مقعد کردن بود وقتی به او زنگ زدم.»

He was shitting when I called him.

«دست از بازیگوشی بردار و تمرکز کن!»

Stop shitting around and concentrate!

تفاوت با واژه‌های مشابه
defecatingمدفوع کردن

اصطلاح پزشکی رسمی؛ جایگزین مودبانه.

Formal medical term; polite alternative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000