basques

/bæsks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Basques

اسم — باسک‌ها

باسک‌هامردم باسک

شکل جمع Basque، اشاره به مردمی که در سرزمین باسک، منطقه‌ای در غرب کوهستان‌های پیرنه بین فرانسه و اسپانیا، ساکن هستند.

The plural form of Basque, referring to the people inhabiting the Basque Country, a region in the western Pyrenees mountains between France and Spain.

«باسک‌ها فرهنگ و زبان منحصربه‌فردی دارند.»

The Basques have a unique culture and language.

«بسیاری از مردم باسک خواهان خودمختاری بیشتر برای منطقه خود هستند.»

Many Basques desire greater autonomy for their region.

2noun (اسم)technical

اسم — زبان باسک

زبان باسکباسکی

شکل جمع Basque، اشاره به زبان مردم باسک.

The plural form of Basque, referring to the language spoken by the Basque people.

«تعداد کمی از زبان‌ها به اندازه باسک‌ها منزوی هستند.»

Very few languages are as isolated as the Basques.

«یادگیری زبان باسک به دلیل گرامر منحصر به فردش می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.»

Learning the Basques can be challenging due to its unique grammar.

3noun (اسم)technicalplural (جمع): basques

اسم — باسک‌ها (لباس)

باسک‌ها (لباس)

شکل جمع Basque، اشاره به نوعی لباس زنانه چسبان شبیه جلیقه یا ژاکت که اغلب تا باسن امتداد دارد.

The plural form of Basque, referring to a type of close-fitting bodice or jacket, often extending to the hips, worn by women.

«لباس او شامل چندین باسک پر زرق و برق بود.»

Her costume included several ornate basques.

«نمایش مد مدل‌هایی را با باسک‌های گلدوزی شده به نمایش گذاشت.»

The fashion show featured models wearing embroidered basques.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000