baze

/beɪz/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): bazedpast participle (مفعولی): bazed-ing (حال): bazing3rd (سوم): bazes

فعل — پاشیدن

پاشیدنچکاندن

پاشیدن یا چکاندن آب یا مایع به طور سبک.

To splash or sprinkle water or liquid lightly.

«او هر صبح به گیاهان آب می‌پاشید.»

She bazed water on the plants every morning.

«اسب را برای خنک شدن آب‌پاشی کردند.»

The horse was bazed to cool down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000