be acquainted

be ac·quaint·ed/bi əˈkweɪntɪd/
phrase (عبارت)formal

عبارت — آشنا بودن

آشنا بودنمطلع بودن

با کسی یا چیزی آشنا بودن یا درباره آن اطلاع داشتن.

To be familiar with or have knowledge of someone or something.

«من با نرم‌افزار جدید آشنا هستم.»

I am acquainted with the new software.

«او شهر را به خوبی می‌شناسد.»

She is well acquainted with the city.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000