be

/biː/
1verb (فعل)common

فعل — بودن

بودنوجود داشتن

وجود داشتن یا زنده بودن؛ بودن در مکان یا وضعیت خاصی.

Exist or live; to have being in a place or situation.

«من می‌خواهم خوشحال باشم.»

I want to be happy.

«آن‌ها الان در پارک هستند.»

They are at the park now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
existوجود داشتن

رسمی. وقتی تأکید بر حضور یا واقعیت باشد، معمولاً قابل‌جایگزینی است. مثلاً «علی وجود دارد» رسمی‌تر از «علی است» است.

Formal. Generally interchangeable when emphasizing presence or reality. For example, 'Ali exists' is more formal than 'Ali is'.

متضادها
2verb (فعل)common

فعل — بودن (کمکی)

بودن (کمکی)

به عنوان فعل کمکی برای ساخت زمان‌های استمراری، فعل مجهول و سوالات به کار می‌رود.

Used as an auxiliary verb to form continuous tenses, passive voice, and questions.

«او به سرعت می‌دود.»

She is running fast.

«کتاب سال گذشته نوشته شد.»

The book was written last year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000