beachcombing

beach·comb·ing/ˈbiːtʃˌkɒm.bɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — کندن ساحل

کندن ساحلگردآوری از ساحل

سرگرمی یا فعالیت جستجو در سواحل برای یافتن وسایل مفید یا جالب.

The hobby or activity of searching beaches for useful or interesting things.

«کندن ساحل پس از طوفان‌ها محبوب است.»

Beachcombing is popular after storms.

«آن‌ها روز را به جمع‌آوری صدف در ساحل گذراندند.»

They spent the day beachcombing for shells.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000