در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شبیه به لوبیا یا دارای طعم قوی لوبیا.
Resembling a bean or having a strong bean flavor.
«خورش طعمی غنی و لوبیا مانند داشت.»
“The stew had a rich, beany taste.”
«برخی از انواع قهوه بوی کمی لوبیا مانند دارند.»
“Some coffee varieties have a slightly beany aroma.”
کلاه بافتنی (کلاه بیانی) به سر داشتن.
Wearing a beanie hat.
«بچه باحال پارک اسکیت کلاه بافتنی به سر داشت.»
“The cool kid in the skate park was beany.”
«او با کلاه جدیدش احساس گرما و راحتی میکرد.»
“She felt warm and beany in her new hat.”