bebay

be·bay/bɪˈbeɪ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): bebaidpast participle (مفعولی): bebaid-ing (حال): bebaying3rd (سوم): bebays

فعل — پرداختن

پرداختنادای احترام کردن

[منسوخ] پرداخت یا ادای احترام کردن.

[Obsolete] To pay or give tribute or homage.

«اکنون باید بدهی‌هایش را بپردازد.»

Now he must bebay his debts.

«آن‌ها به اقتدار پادشاه احترام می‌گذارند.»

They bebay the king’s authority.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000