been there, done that

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɪn ðɛr dʌn ðæt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — قبلاً تجربه‌اش کرده‌ام

قبلاً تجربه‌اش کرده‌اماین را از سر گذرانده‌ام

برای گفتن این است که کسی آن تجربه را قبلاً داشته و دیگر برایش تازگی یا جذابیت ندارد.

Used to say that one has already experienced something and is no longer impressed by it.

«اردوی زمستانی؟ قبلاً تجربه‌اش کرده‌ام.»

Camping in winter? Been there, done that.

«گفت قبلاً آن را تجربه کرده و رد کرد.»

He said, been there, done that, and declined.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000