bengali

Ben·ga·li/bɛŋˈɡɔːli/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Bengalisuperlative (عالی): most Bengali

صفت — بنگالی

بنگالی

مربوط به بنگال، مردم آن، یا زبان آن.

Relating to Bengal, its people, or its language.

«او یک شاعر بنگالی است.»

He is a Bengali poet.

«ما یک کاری بنگالی خوشمزه خوردیم.»

We ate a delicious Bengali curry.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Bengalis

اسم — بنگالی

بنگالی

ساکن یا بومی بنگال.

A native or inhabitant of Bengal.

«بسیاری از بنگالی‌ها در لندن زندگی می‌کنند.»

Many Bengalis live in London.

«او در سفر خود با یک بنگالی دوست داشتنی آشنا شد.»

She met a friendly Bengali during her travels.

3noun (اسم)common

اسم — زبان بنگالی

زبان بنگالی

زبان هندواروپایی که توسط بنگالی‌ها، عمدتاً در بنگلادش و ایالت‌های بنگال غربی و تریپورای هند صحبت می‌شود.

The Indo-Aryan language spoken by the Bengalis, primarily in Bangladesh and the Indian states of West Bengal and Tripura.

«او به زبان‌های بنگالی و انگلیسی مسلط است.»

She is fluent in Bengali and English.

«بنگالی یکی از پرگویش‌ترین زبان‌های جهان است.»

Bengali is one of the most spoken languages in the world.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000