در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به بنگال، مردم آن، یا زبان آن.
Relating to Bengal, its people, or its language.
«او یک شاعر بنگالی است.»
“He is a Bengali poet.”
«ما یک کاری بنگالی خوشمزه خوردیم.»
“We ate a delicious Bengali curry.”
ساکن یا بومی بنگال.
A native or inhabitant of Bengal.
«بسیاری از بنگالیها در لندن زندگی میکنند.»
“Many Bengalis live in London.”
«او در سفر خود با یک بنگالی دوست داشتنی آشنا شد.»
“She met a friendly Bengali during her travels.”
زبان هندواروپایی که توسط بنگالیها، عمدتاً در بنگلادش و ایالتهای بنگال غربی و تریپورای هند صحبت میشود.
The Indo-Aryan language spoken by the Bengalis, primarily in Bangladesh and the Indian states of West Bengal and Tripura.
«او به زبانهای بنگالی و انگلیسی مسلط است.»
“She is fluent in Bengali and English.”
«بنگالی یکی از پرگویشترین زبانهای جهان است.»
“Bengali is one of the most spoken languages in the world.”