beni

ben·i·son/ˈbenɪzən/
ben-good, well-isonblessing, gift
noun (اسم)archaic

اسم — برکت

برکتدعای خیر

برکت یا دعای خیر.

A blessing or benediction.

«کشیش در عروسی برکت داد.»

The priest gave a benison at the wedding.

«آنها برکت صاحب‌زمین را دریافت کردند.»

They received the benison of the landowner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blessingبرکت

رایج. هم‌معنی است و در متون مذهبی یا رسمی به جای آن استفاده می‌شود.

Common. Equivalent in meaning, used interchangeably in religious or formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000