bent on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɛnt ɑn/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bent onsuperlative (عالی): most bent on

صفت — مصمم به

مصمم بهاصرارمند به

به انجام دادن یا رسیدن به چیزی سخت مصمم بودن، اغلب کاری نادرست یا آسیب‌زا.

Strongly determined to do or achieve something, often something unwise or harmful.

«او سخت مصمم است ثابت کند همه اشتباه می‌کنند.»

He is bent on proving everyone wrong.

«به نظر می‌رسید آن‌ها اصرار دارند دعوا راه بیندازند.»

They seemed bent on starting an argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000