best described (as, in terms of)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

best de·scribed/best dɪˈskraɪbd/
phrase (عبارت)common

عبارت — بهترین توصیفش این است که

بهترین توصیفش این است کهدقیق‌تر می‌توان آن را چنین دانستبهتر است با این عبارت توضیح داده شود

بهترین و دقیق‌ترین راه برای توضیح یا معرفی آن، استفاده از واژه‌ها یا مفاهیم خاص است.

Most accurately explained or characterized by using particular words or ideas.

«سبک او را بهتر است ساده توصیف کنیم.»

Her style is best described as simple.

«این مسئله را بهتر است با مفاهیم اقتصادی توضیح دهیم.»

The problem is best described in economic terms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
characterizeتوصیف کردن

رسمی است. در نوشتار تحلیلی می‌تواند جای این عبارت بیاید: the era is characterized by change درست است، اما در گفت‌وگوی معمولی طبیعی‌تر نیست. برای بیان ویژگی‌های شاخص به کار می‌رود.

Formal. It can replace this phrase in analytical writing: 'the era is characterized by change' works, but it is less natural in casual speech. Use it to identify typical qualities.

defineتعریف کردن

خنثی است. وقتی یک ویژگی هویت چیزی را مشخص می‌کند می‌تواند جای این عبارت بیاید: trust defines the team درست است، اما برای هر مقایسهٔ آزاد مناسب نیست. برای ویژگی بنیادی و تعریف‌کننده به کار می‌رود.

Neutral. It can replace this phrase when one feature gives something its identity: 'trust defines the team' works, but not for every loose comparison. Choose it for an essential defining quality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000