biannually

bi·an·nu·al·ly/ˌbaɪˈæn.ju.əl.i/
bi-twoannualyearly-lyadverb form
adverb (قید)formaltype (نوع): timeadjective (صفت): biannualposition (جایگاه): end

قید — دو بار در سال

دو بار در سالشش ماه یک بار

دو بار در سال اتفاق افتادن؛ هر شش ماه یک بار.

Occurring twice a year; every six months.

«گزارش دو بار در سال منتشر می‌شود.»

The report is published biannually.

«آنها هر شش ماه یک بار ملاقات می‌کنند تا پیشرفت را بررسی کنند.»

They meet biannually to review progress.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000