biff

/bɪf/
verb (فعل)informalpast (گذشته): biffedpast participle (مفعولی): biffed-ing (حال): biffing3rd (سوم): biffs

فعل — ضربه زدن

ضربه زدنکوبیدن

به طور قوی یا محکم به کسی ضربه زدن، معمولاً در زمینه غیررسمی.

To hit or strike someone forcefully, often in a casual or informal context.

«او درست به صورتش ضربه زد.»

He biffed him right in the face.

«او در بازی توپ را محکم کوبید.»

She biffed the ball hard during the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
punchمشتی زدن

محاوره‌ای. اغلب می‌تواند جایگزین biff شود اما biff حالت طنز یا غیررسمی بیشتری دارد.

Informal. Can replace 'biff' in many but not all contexts; 'biff' is often humorous or less formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000