bifrontal

bi·fron·tal/baɪˈfrʌn.təl/
bi-twofrontalfront
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more bifrontalsuperlative (عالی): most bifrontal

صفت — دو لوب پیشانی

دو لوب پیشانی

مرتبط با هر دو لوب پیشانی مغز.

Relating to or involving both frontal lobes of the brain.

«آسیب دو لوب پیشانی هر دو قسمت را تحت تأثیر قرار داد.»

The injury was bifrontal affecting both lobes.

«آسیب دو لوب پیشانی می‌تواند تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار دهد.»

Bifrontal damage can affect decision-making.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000