birch

/bɜːrtʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): birches

اسم — درخت توس

درخت توسغان

درخت یا درختچه ای که در مناطق معتدل و شمالی رشد می‌کند و پوست آن نازک و قابل کندن و چوب آن سخت است.

A tree or shrub of northern temperate and boreal regions, with thin peeling bark and hard wood.

«جنگل پر از درختان توس بلند بود.»

The forest was full of tall birch trees.

«پوست درخت توس می‌تواند برای روشن کردن آتش استفاده شود.»

Birch bark can be used to start fires.

تفاوت با واژه‌های مشابه
treeدرخت

روزمره. اصطلاحی بسیار کلی برای هر گیاه چوبی بزرگ با تنه و شاخه. «توس» نوع خاصی از درخت است، بنابراین «درخت» یک فراواژه است. اگر نیاز به ذکر نوع دقیق درخت دارید، قابل جایگزینی نیست.

Everyday. A very general term for any large woody plant with a trunk and branches. 'Birch' is a specific type of tree, so 'tree' is a hypernym. Not interchangeable if you need to specify the exact type of tree.

hardwoodچوب سخت

فنی. به چوب درختان پهن برگ گفته می‌شود که معمولاً متراکم تر از چوب نرم است. «توس» منبع چوب سخت است. برای گیاه زنده قابل جایگزینی نیست.

Technical. Refers to the wood from deciduous trees, typically denser than softwood. 'Birch' is a source of hardwood. Not interchangeable for the living plant.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more birchsuperlative (عالی): most birch

صفت — از جنس توس

از جنس توستوسی

ساخته شده از چوب درخت توس.

Made of birch wood.

«او روی یک صندلی محکم از چوب توس نشست.»

She sat on a sturdy birch chair.

«کابینت های توسی به آشپزخانه گرما می‌بخشیدند.»

The birch cabinets added warmth to the kitchen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
woodenچوبی

روزمره. اصطلاحی کلی برای هر چیزی که از چوب ساخته شده است. «توس» نوع چوب را مشخص می‌کند. اگر نوع خاص چوب مهم نباشد، قابل جایگزینی است.

Everyday. A general term for anything made of wood. 'Birch' specifies the type of wood. Interchangeable if the specific type of wood is not important.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000