verb (فعل)commonpast (گذشته): bobbedpast participle (مفعولی): bobbed-ing (حال): bobbing3rd (سوم): bobs
فعل — بالا و پایین رفتن
بالا و پایین رفتنجنبیدن
به سرعت یا مکرراً بالا و پایین رفت.
Moved up and down quickly or repeatedly.
«سرش به صدای موسیقی بالا و پایین رفت.»
“Her head bobbed to the music.”
«قایق روی امواج بالا و پایین رفت.»
“The boat bobbed on the waves.”
تفاوت با واژههای مشابه
bounced— تاب خوردن
رایج. معنای مشابه بالا و پایین رفتن با احساس بیشتر یا پرشی.
Common. Similar meaning of moving up and down, often with more force or spring.