فعل — جهیدن
جهیدن یا به عقب برگشتن پس از برخورد با سطحی.
To spring back after hitting a surface.
«توپ از زمین به بالا جهید.»
“The ball bounced high off the ground.”
«سنگ روی سطح آب جهید.»
“The stone bounced across the water's surface.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب در زمینههای ورزشی استفاده میشود. رسمیتر از 'bounce' است و به جهش قویتر و قطعیتری اشاره دارد. 'توپ از دیوار جهش کرد' کمی رسمیتر از 'توپ از دیوار برگشت' است.
Common. Often used in sports contexts. It is more formal than 'bounce' and implies a stronger, more definite spring back. 'The ball rebounded off the wall' is slightly more formal than 'The ball bounced off the wall.'
رایج. به برخورد کردن با سطح و تغییر مسیر، اغلب غیرمنتظره، اشاره دارد. برای اشیایی مانند گلوله یا سنگ استفاده میشود. 'گلوله از دیوار منحرف شد' درست است، اما 'توپ از دیوار منحرف شد' به انحراف کنترلنشده اشاره دارد نه به یک جهش تمیز.
Common. Implies glancing off a surface and changing direction, often unexpectedly. Used for objects like bullets or stones. 'The bullet ricocheted off the wall' works, but 'The ball ricocheted off the wall' implies an uncontrolled deflection rather than a clean bounce.
متضادها
فعل — با نشاط حرکت کردن
با انرژی و چابکی حرکت کردن، اغلب با حالتی پرنشاط و جهنده.
To move quickly and energetically, often with a spring in one's step.
«او با هیجان زیاد وارد اتاق شد.»
“She bounced into the room, full of excitement.”
«بچهها در زمین بازی با نشاط حرکت میکردند.»
“The children bounced around the playground.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. سبک و سریع حرکت کردن، اغلب به شیوهای بازیگوشانه، با برداشتن قدمهای کوتاه و سریع و پریدن. 'کودک در مسیر جست و خیز کرد' درست است، 'کودک در مسیر با نشاط حرکت کرد' نیز درست است اما 'skip' بر سبکبالی بیشتر تأکید دارد.
Everyday. To move lightly and quickly, often in a playful manner, by taking short, quick steps and jumps. 'The child skipped down the path' works, 'The child bounced down the path' also works but 'skip' emphasizes more lightheartedness.
رایج. پریدن به مسافتی طولانی یا به ارتفاع زیاد. به پرش مهمتر و عمدیتری نسبت به 'bounce' اشاره دارد. 'گوزن از روی حصار جهید' درست است، 'گوزن از روی حصار با جهش گذشت' به پرشی کمتر کنترل شده و شاید تصادفی اشاره دارد.
Common. To jump a long distance or to a great height. Implies a more significant, intentional jump than 'bounce'. 'The deer leaped over the fence' works, 'The deer bounced over the fence' implies a less controlled, perhaps accidental jump.
متضادها
فعل — ایمیل برگشت خوردن
برگرداندن یک ایمیل به فرستنده به دلیل عدم امکان تحویل آن.
To send an email back to the sender because it cannot be delivered.
«ایمیل برگشت خورد چون آدرس اشتباه بود.»
“The email bounced because the address was wrong.”
«پیامی دریافت کردم که میگفت ایمیلم برگشت خورده است.»
“I received a message saying my email bounced.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. چیزی را به جایی که از آن آمده است پس فرستادن یا بازگرداندن. 'Return' اصطلاح کلیتری است. 'ایمیل به فرستنده برگشت' درست است، اما 'ایمیل برگشت خورد' در مورد خطاهای تحویل ایمیل خاصتر است.
Everyday. To send or put something back to where it came from. 'Return' is a more general term. 'The email returned to sender' works, but 'The email bounced' is more specific to email delivery failures.