bone-shaking

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bone-shak·ing/ˈboʊnˌʃeɪkɪŋ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more bone-shakingsuperlative (عالی): most bone-shaking

صفت — تن‌لرزان

تن‌لرزانبسیار شدید

آن‌قدر شدید، خشن یا پرقدرت که انگار بدن را می‌لرزاند.

So rough, loud, or powerful that it seems to shake the body.

«مسیر ناهموار آن‌قدر تکانمان داد که جانمان درآمد.»

We endured a bone-shaking ride over the rocks.

«انفجاری مهیب همهٔ پنجره‌ها را لرزاند.»

A bone-shaking blast rattled every window.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000