bone-in

/boʊn ɪn/
bonea hard part of the skeleton-ininside or included
adjective (صفت)common

صفت — با استخوان

با استخواندارای استخوان

به گوشتی گفته می‌شود که استخوان آن داخل آن است و جدا نشده.

Describes meat that includes the bone.

«من مرغ با استخوان را برای طعم بهتر ترجیح می‌دهم.»

I prefer bone-in chicken for more flavor.

«استیک با استخوان آبدار و نرم بود.»

The bone-in steak was juicy and tender.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000