در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که به عنوان ضامن یا کفیل برای شخص دیگری ضمانت میدهد، به ویژه یک ضامن وثیقه.
A person who provides a bond as surety for another, especially a bail bondsman.
«خانواده متهم برای گذاشتن وثیقه با یک ضامن وثیقه تماس گرفتند.»
“The defendant's family contacted a bondsman to post bail.”
«یک ضامن وثیقه هنگام وثیقه گذاشتن برای کسی، ریسک مالی را متحمل میشود.»
“A bondsman takes on financial risk when bailing someone out.”
رسمی/حقوقی. «ضامن» میتواند به فردی که به عنوان ضمانتدهنده عمل میکند یا خود ضمانت اشاره داشته باشد. «ضامن وثیقه» به طور خاص به شخصی اشاره دارد که وثیقه را فراهم میکند، اغلب در یک زمینه تجاری (مثلاً ضامن وثیقه برای آزادی مشروط). «او برای وام دوستش ضامن شد»، اما «ضامن وثیقه برای متهم وثیقه گذاشت».
Formal/legal. 'Surety' can refer to the person acting as a guarantor or the guarantee itself. 'Bondsman' specifically refers to the person who provides a bond, often in a commercial context (e.g., bail bondsman). 'He acted as surety for his friend's loan', but 'The bondsman posted bail for the defendant'.
رسمی/حقوقی. «ضمانتکننده» متعهد میشود که بدهی شخص دیگری را بپردازد یا تعهدی را در صورت عدم انجام آن توسط فرد دیگر، انجام دهد. اغلب در موقعیتهای مالی یا قراردادی استفاده میشود. یک ضامن وثیقه نوع خاصی از ضمانتکننده در سیستم حقوقی/وثیقه است. «او ضامن قرارداد اجاره بود»، «ضامن وثیقه به آزادی او کمک کرد».
Formal/legal. A 'guarantor' promises to pay another person's debt or fulfill an obligation if they fail to do so. It's often used in financial or contractual situations. A bondsman is a specific type of guarantor in the legal/bail system. 'He was the guarantor on the lease agreement', 'The bondsman helped secure his release'.
از نظر تاریخی، فردی که بدون دستمزد به خدمت گرفته میشد؛ یک سرف یا برده.
Historically, a person bound to service without wages; a serf or slave.
«در جوامع باستانی، بسیاری از مردم به عنوان بندهزاده زندگی میکردند.»
“In ancient societies, many people lived as bondsmen.”
«او پس از سالها به عنوان بندهزاده، آزادی خود را به دست آورد.»
“He earned his freedom after years as a bondsman.”
تاریخی. «سرف» یک کارگر کشاورزی بود که به زمین وابسته بود و تابع ارباب بود. «بندهزاده» در این معنای تاریخی اصطلاحی گستردهتر برای هر کسی است که به خدمت گرفته شده است، که میتواند شامل سرفها یا بردگان باشد. «اربابان فئودال به سرفها وابسته بودند» خاص زمین است، در حالی که «او به عنوان بندهزاده زندگی میکرد» برای بردگی عمومیتر است.
Historical. A 'serf' was an agricultural laborer bound to the land and subject to the lord. A 'bondsman' in this historical sense is a broader term for anyone bound to service, which could include serfs or slaves. 'Feudal lords relied on serfs' is specific to the land, while 'He lived as a bondsman' is more general for servitude.
تاریخی/متداول. «برده» فردی است که مالکیت قانونی شخص دیگری است و مجبور به اطاعت از اوست. این شکل شدیدتری از بردگی نسبت به «سرف» است. یک «بندهزاده» در این معنا میتواند به یک برده یا هر کسی که در وضعیت بردگی است اشاره داشته باشد، اما «برده» بر مالکیت و فقدان آزادی تأکید میکند. «او به عنوان برده فروخته شد» مستقیمتر از «او به عنوان بندهزاده فروخته شد» است.
Historical/Common. A 'slave' is a person who is the legal property of another and is forced to obey them. This is a more extreme form of servitude than a 'serf'. A 'bondsman' in this sense could refer to a slave or anyone in a state of servitude, but 'slave' emphasizes ownership and lack of freedom. 'He was sold as a slave' is more direct than 'He was sold as a bondsman'.