freeman

free·man/ˈfriːmən/
freenot under controlmanadult male person
noun (اسم)formalplural (جمع): freemen

اسم — آزاد مرد

آزاد مردآزاد

کسی که برده یا رعیت نیست؛ فردی با حقوق کامل مدنی.

A person who is not a slave or serf; a person with full civil rights.

«در دوران قرون وسطی، آزاد مرد می‌توانست ملک داشته باشد.»

In medieval times, a freeman could own property.

«پس از آزادی به عنوان فرد آزاد زندگی می‌کرد.»

He lived as a freeman after emancipation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000