bondage

bond·age/ˈbɒndɪdʒ/
noun (اسم)formal

اسم — بردگی

بردگیاسارت

حالت بردگی یا تحت کنترل کامل کسی بودن.

The state of being a slave or completely controlled by someone.

«زندانی‌ها سال‌ها در بردگی زندگی کردند.»

The prisoners lived in bondage for years.

«برای رهایی از اسارت تلاش کرد.»

He struggled to break free from bondage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slaveryبردگی

رسمی. معنی مشابه مرتبط با فقدان آزادی.

Formal. Similar meaning related to lack of freedom.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000