در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون استخوان یا دارای استخوانی نیست.
Having no bones; without bones.
«من مرغ بدون استخوان را برای پخت راحتتر ترجیح میدهم.»
“I prefer boneless chicken for easy cooking.”
«آنها فیله ماهی بدون استخوان در رستوران سرو کردند.»
“They served boneless fish fillets at the restaurant.”
رایج. اصطلاح مستقیم برای گوشت یا ماهی بدون استخوان است. معادل دقیق دیگر در زبان روزمره ندارد.
Common. The straightforward term used mostly for meat and fish without bones. No exact synonym in everyday use.