bottom fishing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bot·tom fish·ing/ˈbɑːtəm ˌfɪʃɪŋ/
1noun (اسم)technical

اسم — ماهیگیری کف‌زی

ماهیگیری کف‌زیماهیگیری در بستر آب

ماهیگیری نزدیک بستر دریا، دریاچه یا رودخانه برای صید گونه‌های کف‌زی.

Fishing near the bed of a body of water for species that live there.

«ماهیگیری کف‌زی در امتداد این ساحل رایج است.»

Bottom fishing is popular along this coast.

«از یک قایق کوچک ماهیگیری کف‌زی را امتحان کردیم.»

We tried bottom fishing from a small boat.

2noun (اسم)technical

اسم — خرید سهام در کف قیمت

خرید سهام در کف قیمتشکار دارایی‌های ارزان‌شده

خرید دارایی‌هایی که قیمتشان شدیداً افت کرده، با امید به اینکه دوباره ارزش پیدا کنند.

Buying assets whose prices have fallen sharply in the hope that they will recover.

«پس از سقوط بازار، خرید در کف قیمت بیشتر شد.»

Bottom fishing increased after the market crash.

«خرید دارایی در کف قیمت هنگام رکود می‌تواند پرریسک باشد.»

Bottom fishing can be risky in a downturn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000