bottom line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bot·tom line/ˌbɑːtəm ˈlaɪn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): bottom lines

اسم — سود یا زیان نهایی

سود یا زیان نهاییحاصل نهایی مالی

نتیجهٔ نهایی مالی یک کسب‌وکار، به‌ویژه میزان سود یا زیان آن.

The final financial result of a business, especially its profit or loss.

«افزایش هزینه‌ها به سود نهایی شرکت آسیب زد.»

Higher costs hurt the company's bottom line.

«محصول جدید نتیجهٔ مالی ما را بهتر کرد.»

The new product improved our bottom line.

2noun (اسم)commonplural (جمع): bottom lines

اسم — حرف آخر

حرف آخراصل مطلبنتیجهٔ نهایی

مهم‌ترین واقعیت، نتیجه یا حرف آخر در یک موضوع.

The essential fact, conclusion, or outcome of a situation.

«حرف آخر این است که به زمان بیشتری نیاز داریم.»

The bottom line is that we need more time.

«نتیجهٔ اصلی این گزارش چیست؟»

What's the bottom line of this report?

تفاوت با واژه‌های مشابه
conclusionنتیجه

خنثی. وقتی منظور داوری نهایی باشد می‌تواند جای bottom line بیاید؛ مثلاً the conclusion is clear درست است، اما برای سود شرکت نه. در استدلال رسمی بیشتر به کار می‌رود.

Neutral. It can replace 'bottom line' when referring to a final judgment—'the conclusion is clear' works—but not a company's profit; speakers choose it in formal reasoning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000