در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوشهای از پایانههای عصبی روی سطح نورون که در انتقال سیناپسی نقش دارد.
A cluster of nerve endings on the surface of a neuron involved in synaptic transmission.
«بوتون انتقالدهندههای عصبی را به شکاف سیناپسی میفرستد.»
“The bouton releases neurotransmitters into the synaptic cleft.”
«دانشمندان ساختار بوتونهای سیناپسی را بررسی کردند.»
“Scientists studied the structure of the synaptic boutons.”