در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حد یا مرز؛ هدف یا مقصد (قدیمی یا ادبی).
A boundary or limit; a goal or destination (archaic or literary).
«او پس از سفری طولانی به مقصد رسید.»
“He reached the bourn after a long journey.”
«رودخانه مرز بین دو سرزمین را نشان میداد.»
“The river marked the bourn between two lands.”
امروز بیشتر برای مرزهای فیزیکی استفاده میشود؛ در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.
More common today for physical limits, interchangeable in many cases.