boxed

/bɒkst/
1adjective (صفت)common

صفت — جعبه‌ای

جعبه‌ایبسته‌بندی‌شده

در جعبه قرار گرفته یا بسته‌بندی شده

Contained in a box or packaged

«کالاهای جعبه‌ای آماده ارسال بودند.»

The boxed items were ready for shipping.

«او یک مجموعه کتاب بسته‌بندی شده خرید.»

He bought a boxed set of books.

تفاوت با واژه‌های مشابه
packagedبسته‌بندی‌شده

متداول. معنای مشابه، معمولاً قابل تعویض برای کالاها.

Common. Similar meaning, often interchangeable when referring to goods.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): boxedpast participle (مفعولی): boxed-ing (حال): boxing3rd (سوم): boxes

فعل — بوکس کردن

بوکس کردن

شرکت در ورزش بوکس

Engaged in the sport of boxing

«او ده سال حرفه‌ای بوکس کرد.»

He boxed professionally for ten years.

«او در مسابقات ایالتی بوکس کرد.»

She boxed in the state tournament.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000